السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

587

تفسير الميزان ( فارسي )

نمودند ، حتى در روز قيامت هم خداى تعالى اين ظلم علماء را اعلام ميدارد ، هم چنان كه فرمود : ( فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ : أَنْ لَعْنَةُ اللَّه عَلَى الظَّالِمِينَ ، الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ، وَيَبْغُونَها عِوَجاً ، و اعلامگرى در بينشان اعلام مىكند كه لعنت خدا بر ستمگران ، كه از راه خدا جلوگيرى مىكنند و راه خدا را منحرف ميسازند ) « 1 » و آيات قرآنى در اين باره بسيار است . پس تا اينجا روشن گرديد كه آيه مورد بحث ، يعنى آيه : * ( ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاه لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ ) ) * الخ ، مبتنى بر آيه : ( كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً ، فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ ، مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ، وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ، لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه ، وَمَا اخْتَلَفَ فِيه إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ ) الخ ، « 2 » است ، و در آن به كيفر اين بغى اشاره مىكند ، و در ذيلش مىفرمايد : * ( ( أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه ) ) * الخ . * ( ( أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ) ) * الخ ، اين جمله همانطور كه گفتيم كيفر كسانى را بيان مىكند كه آنچه هدايت و آيات كه خدا نازل كرده بود ، كتمان كردند ، و آن كيفر عبارت است از لعنتى از خدا ، و لعنتى ديگر از هر لعنت كننده است . و اگر كلمه ( لعنت مىكند ) در آيه تكرار شده ، بدان جهت است كه لعنت خدا با لعنت ديگران فرق دارد ، لعنت خدا به اين معنا است كه خداوند ايشان را از رحمت و سعادت دور مىكند ، و لعنت لعنت كنندگان نفرين و درخواست لعنت خدا است . و اينكه هم لعنت خدا و هم لعنت لعنت كنندگان را مطلق آورد ، دلالت دارد بر اينكه تمامى لعنتهايى كه از هر لعنت كننده سر بزند ، متوجه ايشانست ، اعتبار عقلى هم با اين معنا مساعد است ، براى اينكه منظورى كه هر لعنت كننده از لعنت خود دارد ، اين است كه طرف از سعادت دور بماند ، و سعادت را اگر بحقيقت بنگرى ، غير از سعادت دينى نيست و اين سعادت هم از آنجا كه از ناحيه خدا بيان مىشود ، بايد مورد قبول فطرت واقع شود ، در نتيجه هيچ انسان داراى فطرت ، از سعادت حقيقى و دينى ، محروم نميشود مگر بوسيله رد و لجبازى ، و اين نيز معلوم است كه لجباز در چيزى لجبازى مىكند كه علم بدرستى آن دارد و با علم و اطلاع انكارش مىكند ، نه كسى كه اطلاعى از درستى آن نداشته و حقانيت آن برايش روشن نشده است . از سوى ديگر خداى تعالى از علماء ميثاق گرفته : كه حق را براى مردم بيان نموده ، علم خود را در بين مردم منتشر كنند ، آيات و هدايت خدا را از خلق خدا پنهان نكنند ، پس اگر پنهان كردند و از انتشار علم خود دريغ ورزيدند ، حق را انكار كرده‌اند ، پس هم خدا از رحمت و سعادت

--> 1 - اعراف 44 - 45 2 - بقره 213